تبليغاتX
كارمندانه - مكاتبات اداري 41

كارمندانه

هفت بيجار

مكاتبات اداري 41

رياست محترم دادگاه خانواده, جناب حاج‌آقا شب‌افروز

سلام عليكم. به استحضار مبارك مي‌رساند: مدتي پيش عيال بنده در خيابان بي‌مقدمه دست به دامن

فالگير شد و قناري ملعون نامبرده هم به نيت بنده فال حافظي انتخاب كرد كه از قضاي بد اين شعر آمد

به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش كه اين سخن سحراز هاتفم به گوش آمد

زمرغ صبـــح ندانـــــــــــم كه سوسن آزاد چه گوش كرد كه با ده زبان خموش آمد

از آن روز به بعد روزگار اين حقير سياه شده چون مدام عيال مربوطه به اين جانب سركوفت مي‌زند كه تو

اگر ريگي به كفشت نداري سروكلة عشرت توي فال تو چرا پيدا شده؟ (عشرت زن بيوة همساية‌مااست). و

هاتف هم همان موبايل است كه با هم قرارو مدار مي‌گذاريد و مرغ صبح هم همان قناري ‌صاحب‌مرده است و

سوسن آزاد هم من هستم‌كه به اقرار حافظ مرا خاموش وبي‌زبان گير آوردي(جسارت است اسم عيال بنده

دختربس است كه توي خانه سوسن صدايش مي‌كنيم) و خلاصه,دو پا را دريك كفش كرده كه مهرم حلال و جانم

آزاد
. با تقديم اين عرض‌حال تقاضا مي‌شود به نحو مقتضي به مشاراليها ابلاغ فرماييد كه اين جانب هيچ

نقشي در عملكرد سوء قناري معلوم الحال نداشته و ندارم. چنانچه تدابير داهيانة سركار نتيجة‌مثبتي به بار نياورد

اين‌جانب چاره‌اي جز عمل كردن به توصية لسان‌الغيب شيرين سخن ندارم
.
اجركم عندا...
حاج داود عشرت طلب‌ مردد
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 7:51  توسط ابولي  |