مكاتبات اداري44
جناب آقاي كامران دلزنده
با سلام و احترام : هفتهي پيش به مناسبت هفتهي كتاب از نوگلهاي اين مهد كودك خواسته شد كه چنانچه شعري در مورد كتاب از حفظ دارند سر صف قرائت نمايند., كامياب دل زنده فرزند برومند حضرتعالي داوطلب شدند و گفتند كه اين شعر را از پدرم ياد گرفتهام و چنين خواندند:
|
يكروز تو اتاقم |
تنها نشسته بودم |
|
كاري ديگه نداشتم |
|
|
بابابزرگ بهم داد |
چن تا كتاب سكسي |
|
گفتم باباي خوبم |
صد آفرين و مرسي |
|
مادربزرگه فهميد |
فوراً اومد سراغم |
|
ديد هيچ كجا" لشم" نيست |
|
|
گفتش چه كار مي كردي |
يالا بده جوابم |
|
من هم چشامو بستم |
يعني كه خواب خوابم |
|
وقتي مامان بزرگ رفت |
رفتم سراغ كارم |
|
بهتر ازاينچه كاري |
اصلاًسراغ دارم؟ |
|
دنبال گنج نگردين |
گنجا توي كتابه |
|
هركي اينو نفهميد |
|
كه متأسفانه با تشويق وكفزدن هاي ممتد ساير نوگلان و حتي اعضاي كادر آموزشي مواجه شد.
نظر به اينكه فرزند نوگل شما از برنامههاي مصوب آموزشي فراتر رفته است,تقاضا مي شود نامبرده را ازاين مهد كودك به مهد كودك جهشي استعدادهاي درخشان منتقل فرماييد.
با تشكر
فلكزده
مديرةمهدكودك هستيسوز
