نيم نگاهي به زندگي روزمره ي فلسطيني هاي معمولي
عروسي در رام الله به كارگرداني شيرين سلامه
نوشته ي ريچارد فيليپس
شناخت درست هرقوم جزباشناخت وجوه سياسي واحتماعي واقتصادي وفرهنگي آن قوم ميسرنيست.جلوه هاي گوناگون فرهنگ دركلام وموسيقي ومذهب و آداب ورسوم نمودي عيني مي يابد..سينما وبه ويژه سينماي مستند ، چنان چه دراين عرصه ها وارد شود“ علاوه برروشنگري ، مي تواند زمينه ي آشنايي با مناسبات دروني وبيروني افراد رافراهم سازد.
مقاله ي حاضر كه از سايت اينترنتي wswsا ترجمه شده زاين جهت تازگي دارد كه باب آشنايي با فيلمسازي فلسطيني وخواندن ديدگاه هايش را ميسر ميسازد. سينماي فلسطين، به خلاف شعر وادبيات وسياست آن كمتر شناخته شده است.و زني كه فيلمساز ومستند سازو فلسطيني باشد، اصلاً شناخته شده نيست .شيرين سلامه به تازگي مستند ديگري ساخته كه مضمون آن آخرين مصاحبه با ياسر عرفات است
.
مستند نوددقيقه اي عروسي در رام الله شيرين سلامه ازدواج تشريفاتي يك زوج فلسطيني به نام مريم وبسّام عابد رادركرانه ي باختري به ثصويرمي كشد وزندگي غريبانه شان را پس از7 ماه درامريكا. فيلمبرداري فيلم شيرين سلامه ازماه ژوئيه 2000 شروع مي شودو 12 ماه را پوشش مي دهد.فيلم كه طي محاصره ي شديد اقتصادي ونظامي اسرائيل برمنا طق فلسطيني ساخته شده، انديشمندانه وتحسين برانگيز است
فيلم اوضاع سياسي وتاريخي حول محورداستان اين زوج را نمي كاود، امابه زندگي مردم فلسطيني كرانه ي غربي نيم نگاهي مي اندازد واين كه مردم فلسطين چگونه دراين برهه مي كوشند يكدل ويك جهت باشند.
فيلم با بازگشت بسّام از امريكابه زادگاهش رام لله آغاز مي شود.در1986 مقامات اسرائيلي پس از س سال زنداني وشكنجه كردن بسّام،وي رابه تبعيدي ناخواسته فرستادند.بسّام سرانجام در”كليولند” اوهايواقامت گزيد وازدواج كردهرچند اين پيوند گسسته شدوبسّام تصميم گرفت كه به رام الله برگرددوتجديدفراش كند-واين بار به شيوه ي سنتي
مريم كه دخترروستايي25ساله وكشاورز سابق است،بسّام رانديده اما اين زوج برخورد گرمي بايكديگردارند .قرارومداري مي گذارندو ازدواج مي كنند.بسّام تصميم مي گيرد كه مريم را به “كليولند”برگرداند،امامريم گذرنامه نداردونمي تواند رام الله .راترك كندتا وقتي كه گذرنامه ي امريكايش جورشود.
بسّام به امريكا برمي گردد كه تدارك ورود مريم رابه بيند ، بي خبر ازاين كه بحراني سياسي درشرف وقوع است.كمي بعد ازعزيمت بسّام، آريل شارون نخست وزير وقت اسرائيل دريك اقدام تحريك آميزوحساب شده عليه مردم فلسطين ازمسحدالاقصي كه يكي ازمقدس ترين اماكن مسلمانان است بازديد مي كند وآشوب هاوانتفاضه ي تازه أي رادامن مي زند.واكنش اسرائيلي ها ترورمقامات ارشد فلسطيني وجداسازي غزهّ از باقي دنيااست.چون هزاران فلسطيني شاغل دراسرائيل ازكاروبهداشت وآموزش وسايرخدمات اساسي محروم مي شوند وضعيّت اقتصادي راكد مي شود
عروسي در"رام الله"نشان مي دهد كه چگونه اين قضايا در زندگي مريم وخانواده ي عابد اثرمي گذارد.آنها درمنطقه ي مجاور يهوديان زندگي مي كنندوصداي شليك ازخيابانها مدام به گوش مي رسد.كودكان بي سلاح وبي حفاظ فلسطيني با تانكهاي اسرائيلي برخورد مي كنندوخانواده ي عابد درخانه ي محقّرخود در"رام الله خانه نشين مي شوند وزماني كه درساعات منع عبور ومرورشبانه بمب هاي سنگين منفجر مي شودازترس درزير پتويكديگررابغل مي كنند.
مريم كه نمي تواندرواديدامريكارابگيرددر"رام الله گرفتارمي شودونگران است كه آيا دوباره شوهرش راخواهد ديدياخير..مريم باجاري اش “سيرونه” دوستي نزديكي به هم مي زند برادر”يسام” هم كه با“سيرونه” ازدواج كرده درامريكا زندگي مي كند.” سيرونه” چون نتوانسته رواديد ورود به امريكا را بگيرد به مدت 8 سال ازشوهرش جدامانده است.
گذرنامه ورواديدمريم 7 ماه پس از ازدواج آماده مي شود واو،باكمي دلشوره به امريكا مي رود.فيلم ماه هاي اول اقامتش را در”كليولند” نشان مي دهد كه بيشتر روزها را درآپارتمان محقرشان به تنهايي سپري مي كند.روابطشان گرم ومسا لمت آميزاست امابسّام دوستان چنداني ندارد ومريم اصلأ انگليسي بلدنيست.درزندگي مريم ديگر ازكمبود موادغذايي وحكومت نظامي وشليك مداوم خبري نيست امازندگي روزمره دلگيروغريبانه است.
قدرت فيلم سلامه دربررسي پراحساس اراده اي صبورانه وخونگرمي وسرزندگي مريم وبسّام وسيرونه وساير اعضاي پرجمعيت خانواده ي عابد دراين اوضاع نابسامان است.اما، درمجموع ،اگر “عروسي در رام الله درمحدوده ي وسيع تر قاطعيت بيشتري به خرج مي داد فيلم جان دارتري مي شد سلامه، اوضاع خانواده ي مظلوم را نشان مي دهد اما ريشه هاي سياسي وتاريخي ظلم را بررسي نمي كند
برخي مستندسازان،به ويژه طرفداران ژانر "سينماي بي واسطه"استدلال مي كنند كه كارگردانان بايد رويكردشان غير مداخله جويانه وفي ا لبداهه با شد.وقتي كه مسايل اجتماعي پيچيده تري مطرح شود محدوديّت هاي اين شگرد آشكار مي گردد.مسله صرفاً" نشان دادن "ماوقع " وتاثير آن برافرادنيست.وقايع را مي توان با كشف ريشه هاي آن -يعني درك تاريخي علت پديدآمدن رويدادها،.دريافت.
عروسي در رام الله دومين مستند سلامه است،فيلم اولش به نام" استراليا زمستان ندارد"(1999)زندگي يك خانواده ي پناهده ي بلگرادي رادر ملبورن دنبال مي كند.سلامه كه ازپدري مصري ومادري فلسطيني درمصرمتولد شده دراستراليا پرورش يافته ونويسنده ي تلويزيوني شركت سخن پراكني استرالياوروزنامه نگار نشريه ي “ميدل ايست “است.اوتصميم گرفت كه عروسي در "رام ا لله راپس ازنه ماه أموزش روزنامه نگاري تلويزيون فلسطين ، براي يك پروژه ي سازمان ملل در1996 بسازد. سلامه درجشنواره ي فيلم سيدني با وب سايت مابه گفتگوپرداخت.
ريچاردفيليپس:براي بررسي وضعيت فعلي فلسطيني ها موضوعات فراواني هست كه مي توانستيد ازأنها استفاده كنيد،چراعروسي راانتخاب كرديد؟
شيرين سلامه:من فلسطيني هستم ودر12سال اخير درخاورميانه وخارج زندگي كرده ام. نمي خواستم فيلمي راجع به كشمكش اعراب واسرائيل بسازم،اما ازتصويرسازي هاي رسانه هاي غربي كه فلسطيني ها رامتعصّب وبدترازأن نشان مي دهد خسته شدم .مي خواستم نشان بدهم زندگي براي فلسطيني هاي معمولي واقعا" چه شكلي است.عروسي يك تشريفات جهاني انتقا ل است وبنابراين ابزار مناسبي است براي نشان دادن فرهنگ وسنت هاوخونگرمي فلسطيني ها ومشكلاتي كه درزندگي روز مره با أن دست به گريبان اند.تنها كاري كه بايد مي كردم پيداكردن زوج مناسب بود
.زماني كه در1997فلسطين بودم با صاحب "هليوپليس"بزرگترين “فروشگاه عروس“ كرانه ي غربي أشنا شدم.اواز مردمي كه براي ازدواج مجبور بودند مشكلاتي راتحمل كنند داستان هاي عا لي تعريف مي كرد.
كرانه ي غربي بعد از به اصطلاح معاهده ي صلح به مناطق مختلفي تقسيم شدودرنتيجه مردم نمي توانستند أزادانه ازنقطه أي به نقطه ي ديگري سفركنند.گه گاه مقامات اسرائيلي اززن وشوهر ها مي خواستند كه اسامي بازديدكنندگان واسامي اجدادشان را ارائه كنند-پدرهاوپدربزرگ ها-وتا لحطه ي أخر نمي گفتند كه أيا حق عبور ازپاسگاه مرزي رادارند ياخير.ازدوستان واقوامي كه سعي مي كردند براي مراسم عروسي ازاين پست هاي مرزي بگذزند داستانهاي باور نكردني تعريف مي كنند.حتي خودمن شاهدبودم كه زوجي سرپاسگاه مرزي ازدواج كردند چون سربازان اسرائيلي به مردم اجازه نمي دادند100 متردورتربه سا لن عروسي بروند.
من خيال نداشتم فيلم سياسي بسازم اما اين استعاره ي برجسته نشان مي دهد چه طور فلسطيني ها بعد از به اصطلاح معاهده ي صلح چند پاره شده اند
زماني كه درسال 2000. بودجه فراهم شد،"بسّام را در“فروشگاه عروس“ديدم فيلمبرداري راشروع كردم.اوضاع بسيار آرام شده بود.بعداتتفاضه شروع كرد و بسّام به من گفت كه مريم سرگردان مانده بود.بسّام درامريكا ومريم هنوز در فلسطين گير كرده بود.
ريچارد فيليپس:دريك پرسش وپاسخ زمان نمايش درجشنواره پرسشي طرح شده بود مبني براينكه شما بايدازدواج هاي تشريفاتي را محكوم مي كرديد؟مي شود دراين مورد صحبت بفرماييد؟
شيرين سلامه:بايد اعتراف كنم كه ازاين حرف واقعا" سطحي حيرت كردم.بي شك مردم زمينه هاي فرهنگي متفاوتي دارند. امامهم ترين نكته درمورد فلسطيني ها جنبه ي وسيع تر قضيّه است-يعني همه فاقدقدرت اند.فلسطيني ها آزادي ندارند.چه ازاين بدتر؟فلسطيني ها شايدتنها مردمي باشند كه به خا طرباختشان شناخته مي شوند“باخت وطن
ازدواج هاي تشريفاتي تاحدي مسئله ي اقتصادي است.مريم و.سينوره دردرون نظام خانوادگي محافظت مي شوند و چون مي دانند كه خوراك وپوشاكشان روبه راه خواهدبود تاحدي احساس امنيت مي كنند.شايد حق انتخاب خاصي نداشته باشند اما مشكلات عميق تر باعث مي شود كه وضعيت موجود به آنان تحميل شود. سينوره اهل دهكده اي فلكزده است.تنها انتخابي كه دارد اين است كه يا ازدواج كند وياگرسنگي بكشد.پدر ومادر نمي توانند نگه داريش كنند-آنها تلأش مي كنند خودشان را زنده نگه دارند.تمام روستاييان ولايت او درفقر مطلق بسرمي برند“حتي نان ندارند.پيش از به اصطلاح "معاهده ي صلح "آنهابراي كار به اسرائيل مي رفتند“حالا نمي نوانند براي كار حتي به بروند.
ريچارد فيليپس:بعضي ازهيجان انگيزترين قسمت هاي فيلم مربوط به زندگي بسّام ومريم درامريكااست.مي شود دراين مورد صحبت بفرماييد؟
شيرين سلامه:من به استرا ليا مهاجرت كردم وغربت را خيلي خوب مي فهمم. شيوه ي زندگي گله به گله وفشار دايم كه جور خاصي زندگي كني يا طرد شوي، بسيار مشكل است.تجربه ي بسّام نمونه ي تجربه ي مهاجران سراسر دنيااست.آنها اين طوري زندگي مي كنند.چطور مي تواني درمحيطي دوام بياوري وقتي كه ازكشورت وخانه وخانواده ات بريده شده باشي وبا محيطي سازگا رشوي كه ازتوحمايت مادي مي كند ولاغير؟
ريچاردفيليپس:واين حمايت مادي مدام كم مي شود.
شيرين سلامه:بله.بسّام دوجا وحالاسه جا كار مي كند،فقط براي اين كه زنده بماند
بعضي تماشاگران مي خواستند بدانند كه چرامريم درامريكا انگليسي ياد نمي گيردو.چرابا همسايه هاورفقايشان درآمريكاحشرونشرندارندوغيره وذا لك. نمي توانم اين حرفهاراباوركنم يا دست كم ناآگاهي وبي خبري اراين تكته كه به جاي مريم وبسّام بودن يعني چه.
مهم داشتن ديد درست در زمينه اي وسيع تراست، نه طبقه بندي من درآوردي آدمها.اگرواقعا“ نخواهيد دنياراامتحان كنيد ازفيلم ساختن چه فايده؟به چه دردكسي مي خورد؟مريم وسينوره زنهايي هستند قوي وخونسرد وسرزنده،روحشان نابود نشده وبسيار شوخ وشنگند.ازدواج تشريفاتي به اين معنانيست كه دست وبا لشان كاملا“ بسته است.بسّام ومردهاي ديگري مثل او هم كه شبانه روز براي نگهداري عائله شان كارمي كنند،همان قدرتحت ستم اند.
ريچاردفيليپس:چرامقامات اسرائيلي بسّام رازنداني كردند؟
شيرين سلامه:جزئيّات دقيقش رانمي دانم وراستش نمي خواستم درفيلم به اين مسئله اشاره اي بكنم.بسّام بخشي از جمعيت جوانان متّحد ملت فلسطين بود وحكومت اسرائيل تلاش مي كرد اين جمعيت رامنحل كندوبعد بسّام متهّم به عضويّت درسازمان جوانان فتح شد.دست آخر بسّام وكيل گرفت امااسرائيلي هاهمدستان فلسطينيش را شاهد گرفتند واورابه همه چيز متهم كردند.بسّام درزندان شكنجه شد،ازجمله مشت ولگد فراواني به بيضه هايش زدند-براي همين عقيم شده است.اين يك مورد استثنايي نيست.
ريچارد فيليپس:.فيلم با نوشته هاي كوتاهي تمام مي شود مبني براين كه پس ازيازدهم سپتامبر چه برسرمريم وبسّام آمده است.حالااوضاعشان چه طوراست؟
شيرين سلامه:بدگويي بيدادمي كند.مريم عادت داشت كه هروقت درامريكا بيرون مي ر فت روسري سرمي كرد.باروسري احساس راحتي مي كرد،اماآخرين باري كه ديدمش روسري به سرنداشت چون بسيارترسيده بود.بسّام مي ترسيد مريم روسري سركند.
خانم صاحبخانه كه يك هفته قبل ازيازده سپتامبر گفته بود بسّام بهترين مستاجري است كه تابه حال داشته ازآپارتمان بيرونشان كرد.بسّام مثل بيشتر مهاجرها كرايه اش را سروقت مي دادوخانه شان لك نداشت.يك هفته بعد پيغام فرستاد كه بايد خانه راتخليه كنند.آنهافشار فراواني تحمل مي كنند واززندگي دراين (كشور)به اصطلاح دموكراسي شديدا“حساس سرخوردگي مي كنند. حالاروي ما شين وبيرون خانه شان پرچم امريكا زده اند
اين همه حرف راجع به رژيم هاي استبدادي درخاورميانه وسراسر دنيا هست اما مواظب باشيد درامريكا عقايدتان راخيلي علني نكنيد.من كلي دوست سرخورده طردشده درنيويورك دارم كه آدمهاي فرهيخته ي آزادمنشي هستند چون جسارت كرده درمجالس شام پرسيده بودند:فكر مي كنيد چرا يازدهم سپتامبر اتّفاق افتاد؟
ريچارد فيليپس:چه بلايي سرخانواده شان درآمد؟
شيرين سلامه:نصيب خانواده شان كابوس شد.آنها مجاور منطقه ي يهوديان منزل دارند كه پايگاه نيروي دفاع اسراييل همانجااست..تمام مدت نارنجك منفجرمي شود ومنع عبور ومروراست.به طور متوسط،اجازه دارند كه سه روزيك بار براي تهيّه ي مايحتاج چند ساعتي بيرون بروندآنها درشهرخودشان زنداني اند.برادرمريم درست پس ازازدواجش به زندان افتاد-20 سرباز براي دستگيركردنش آمده بودندخانواده اش نمي دانند اوكجاهست يا چه مدتي آنجا خواهدبود.
خانواده اش گفتند كه وقتي اسرائيلي ها به رام الله حمله كردند تمام مردهاي فلسطيني درحياط مدرسه ي محل جمع شدند.دستشان را به هم بستندودردوصف مجزّا ايستادند- صف مسيحيان وصف مسلمانان.مسلمانان به اضافه ي موسي وحسين يرادران بسّامبه مقصد نامعلومي برده شدند.موسي راآزاد كردندچون گذرنامه ي امريكايي داشت وحسين را حدود شش هفته ي بعد آزاد كردند.
ازبعضي جهات احساس غريبي است كه تصميم بگيري فيلمي راجع به زندگي روزمره ي فلسطيني هاي معمولي بسازي وبداني كه درحال حاضرعملا“ زندگي عادي جريان ندارد كه بشودبراي تماشاگران ازآن حرف زد. زندگيشان جهنم تمام عياراست پيش از جنگ خليج فارس فلسطيني ها براي كار مرتب به اسرائيل مي رفتند يا در كويت كارمي كردندوباقي درآمدشان را براي خانواده شان مي فرستادند. بعد ازمعاهده ي صلح آمدن بيشتر فلسطيني ها به اسرائيل غدغن شدواسرائيلي هابراي كارارزان از رومانيايي ها وتايلندي ها استفاده كردند. زماني كه من آنجا بودم تمام كمك ها ي ما لي بين ا لمللي به فلسطين سرازيرشد.درواقع بيشتر اين كمك ها به مشاوران اروپائي داده مي شد كه گزارش هايي مبني بر“عدم نياز“ مي دادند ويا پروژه هاي پرزرق وبرقي مي نوشتند كه به حال وروز فلسطيني ها چندان افاقه نمي كرد آخرين تهاجم اسرائيلي ها تاسيسات زيربنايي را كه طي سالها ساخته شده بود به كل نابود كرد.خيلي ها براي دولت فلسطين كار مي كردند،اما ديگرهمه جيز ويران شده وبراي هيچ كس كاري نيست.پيش از معاهده ي صلح ،سازمان هاي غيردولتي براي رفاه اجتماعي به نيازمندان كمك هايي مي كرد.
ريجاردفيليپس:چرا وچه طور فيلمساز شديد؟
شيرين سلامه:من ازاول قصد مستند سازي نداشتم وهيچ وقت مطا لعات فيلمسازي نكردم،ولي شروع كارم باأي.بي.سي.تي.وي.نيوز"و“رويدادهاي جاري“ بود. قضايا به صورت طبيعي اتفاق افتاد.من ازچارچوب اخبار محدود تلويزيوني سرخورده بودم ودنبال موضوعات عميق تري مي گشتم. نوع روزنامه نگاري كه من به آن علاقه داشتم نگاه مردم شناسانه به زندگي وسرگذشت آدمها بود.اما به روزنامه نويس ها ياد مي دادند كه همه چيزبايددربسته هاي برچسب خورده وتميز گذاشته شود.توبايد يك طرف قضيه را مطرح كني وبعدطرف ديگررا و حدوسطي هم اصلأً وجودندارد.ومحدود هستيد به موضوعات داغ روز.من روزنامه نويسي آزاد راازقاهره شروع كردم وبختم بسياربلند بود كه بعضي از بهترين روزنامه نويسان دنياراديدم. آنها كه يادم دادند روزنامه نويس هاي برجسته كساني هستند كه پرشور ومتعهداند.وقتي كه به استرا ليا برگشتم وشروع كردم به كار در"أي.بي.سي"مدام درگوشم مي خواندند كه بهترين روزنامه نويسي روزنامه نويسي عيني است.به نظرم درست نمي آمد چون اگرنسبت به بي عدالتي تعصّب به خرج بدهي ، بايد قضيه را تعقيبب كني، كاوش كني، استدلال كني. رسانه ها ي بزرگ فشار زيادي هم وارد مي كنندكه دنباله روباشي و“موش دواني “نكني.تابخواهي ازتيترهاي درشت پيشتر بروي وواقعيّت رابررسي كني برچسب ذهني گرا وعاطفي مي خوري. براي من اين فضاياس آور است چون روح خلاّقيّت راكشد.
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 8:17  توسط ابولي
|
